جمعه تکراری...
عشق یعنی ..
یه روزی یکی بیاد ..
تمام انتظارت رو یک جا بخره ..
بگه دیگه انتظار تمام شد ..
من اومدم ..
دعاهاتون رو خدا استجابت کرد ..
دیگه جمعه ها دلگیر نمیشه ..
دیگه جمعه ها تکراری نمیشه ..
دیگه ..

برچسبها:
عشق یعنی ..
یه روزی یکی بیاد ..
تمام انتظارت رو یک جا بخره ..
بگه دیگه انتظار تمام شد ..
من اومدم ..
دعاهاتون رو خدا استجابت کرد ..
دیگه جمعه ها دلگیر نمیشه ..
دیگه جمعه ها تکراری نمیشه ..
دیگه ..

در بخش قبل به معرفی منجی موعود پرداختیم. در این مقاله قصد داریم به ضرورت شناخت امام بپردازیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
اگر پرسیده شود: «فایده ی امامیکه از دید مردم غایب است، چیست؟» میگوییم، خدای بلند مرتبه، ما را بر اسرار غیبتش، جز اندکی، آگاه نکرده است. آن چه خدا علمش را بر ما پوشانده، بسیار است و جز اندکی به ما [دانش نداده و] نشناسانده است. صادق امین حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله به ما خبر داد: که حجتی از اهل بیتش، میان مردم و روی زمین تا روز قیامت باقی میماند . ما، سخن پیامبر را تعبدا میپذیریم و علم آن چه را نمیدانیم، به آن که میداند، وامیگذاریم . البته، بر همه روشن است که تمام آن چه در شریعت و دین الهی هست، برای ما شناخته شده و معلوم نیست .
حدیث «آن که بمیرد و امام زمانش را نشناسد . . .» (1)
مسلم، آن را در صحیحش روایت کرده است . نص حدیث، چنین است:
از رسول الله صلی الله علیه و آله روایت است: «آن که بمیرد و بر عهدهاش بیعت [امام حق ] نباشد، به مرگ جاهلیت مرده است .» (2)
بخاری، در صحیحش به نقل از رسول الله صلی الله علیه و آله روایت میکند:
«آن که از [گسترهی حکومت] سلطان [شرعی] بیرون رود، گر چه یک وجب باشد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است .» (3)
احمد، در مسندش به نقل از رسول الله صلی الله علیه و آله چنین روایت کرده است:
«آن که بمیرد و بر او طاعت [امامیحق] نباشد، به مرگ جاهلیت مرده است .» (4)
طیالسی در مسندش به نقل از رسول الله صلی الله علیه و آله روایت کرده است:
«کسی که بمیرد، بی آن که امام [حق] داشته باشد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است .»(5)
حاکم، همین را در مستدرک ش چنین آورده است:
«آن که بمیرد و بر عهدهاش [پیروی] امام مردم [حق پرست] نبشد، مرگش، به جاهلیت است.» (6)
حاکم، با شرط شیخین (بخاری و مسلم) این حدیث را صحیح میداند. ذهبی، آن را در تلخیص المستدرک آورده (7) ، و با شرط شیخین، آن را صحیح میداند. پوشیده نیست که ذهبی، در تصحیح احادیث مستدرک، بسیار سختگیر است . هیتمی، در مجمع الزوائد (8) ، آن را با سندها [و روایان] بسیار و گونههای مختلف آورده است .
طریق [و گزارشگران] و الفاظ حدیث، بسیار و در حد استفاضه است و دانستیم - چنان که ذهبی گواهی کرده - برخی، صحیح است .
ثقات محدثان امامی، این حدیث را روایت کرده اند. طرق [و روایان] اینان نیز بسیار است، که برخی صحیح است. مضمون کلی این حدیث، قریب به تواتر است .
مجلسی قدس سره، برای آن در بحارالانوار، بابی با عنوان «من مات ولم یعرف امام زمانه، مات میتة جاهلیة » قرار داده، و چهل حدیث را به همین معنا، از راویان بسیار روایت کرده، که الفاظ آن، نزدیک به هم است . (9)
ما برای نمونه، دو طریق آن را بیان میکنیم:
الف) طریق نخست، روایت برقی در محاسن به سند معتبر از امام صادق علیه السلام است. ایشان، روایت را چنین آورده است:
«زمین، جز با امام، درست و راست نمیشود و هر که بمیرد و امامش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است.» (10)
ب) دومین طریق، روایت «کشی» از ابن احمد از صفوان از ابی یسع است. در این روایت، آمده است:
به امام صادق علیه السلام عرض کردم:
«پایههای اسلام را به من معرفی بفرما.» فرمود: «شهادت به توحید» - تا فرمود: - رسول الله فرمود: «آن که بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است» (11)
همهی رجال این سند، موثقند. هر چند در این گونه روایات که از سوی شیعه و سنی، بسیار روایت شده اند، نیاز به توثیق سند نداریم.
این روایات، بر چند حقیقت زیر دلالت دارد:
الف) جز با امام، زمین، به ثبات و آرامش نمیرسد .
ب) در هر زمان میبایست انسان، امام زمانش را بشناسد. معرفت او، جزء دین است و جهل به امام و نپذیرفتنش از جاهلیت است .
ج) در زمان میبایست همگان از امام پیروی کنند و روا نیست کسی از طاعت امام زمانش سر باز زند .
د) آن که بمیرد و گردن به بیعت امام ننهد، به مرگ جاهلیت مرده است .
ه) در هر زمان، میباید امامی که شناخت و پیرویش واجب است، وجود دشته باشد. در طول زمان، باید زنجیرهی امامان، پیوسته باشد و هیچ عصر و زمانی، از آنان خالی نباشد .
درست نیست که گفته شود: «این مورد، مانند حکم به شرط موضوع، یا تعلیق حکم بر موضوع، مانند هر قضیهی حقیقیهی دیگری است»; زیرا، درست است که قضیهی حقیقیه، بر اثبات موضوعش دلالت ندارد، بلکه بر فرض تحقق موضوع، حکم، ثابت میشود، اما روایات وارد در این باب، بر معنایی بیش از این دلالت دارد. این روایات، بر ضرورت ارتباط یا معرفت و پذیرش امام از سوی مردمان، به عنوان شرطی برای مسلمان بودن و این که اگر چنین نشود، مرگ جاهلی در پیش است، دلالت دارد.
این قضیه، بر وجود امام در هر زمانی، دلالت دارد و به معنای این نیست که قضیهی حقیقیه، موضوعش را ثابت نمیکند . قضیهی حقیقیه، همیشه، به شرط تحقق موضوع است، اما ما میگوییم، آن چه از روایات میفهمیم، استمرار موضوع، یعنی وجود امام حجت در هر زمانی است، که امری غیر از اثبات موضوع است.
به تعبیر دیگر، روایات وارد در این باب، از سنت خدای متعال پرده برمیدارد که اقتضای آن، وجود امام عادل - که خدا، اطاعتش را واجب کرده است، و خروج از پیرویش را اجازه نداده است - در هر زمانی است. حکم شرعی وارد در این روایات، سنت الهی را مینمایاند که وجوب پیروی از امام در هر زمان است .
سنت الهی ای که از این حکم فهمیده میشود، وجود امام در تمامیزمانها است و گرنه چه گونه از انسان میتوان خواست که به هنگام مرگ، در حال طاعت از امام زمانش بشد و پا بند بیعت، و پیرویاش باشد، نه این که عهد و پیمانش را بشکند یا امام را نشناسد، و اگر از طاعت سر باز زند یا بیعت را بشکند یا امام را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است؟ اگر این نیست، چرا این اندازه در پاداش و مجازات، سخت گیری شده است؟
واضح است که حاکمان ستمگر و پیشوایان کفر و آنان که با خدا و رسولش میجنگند، مصداق امامی که بر مردم واجب است او را بشناسند و در هر زمان پیروی او باشند، نیستند. خدای متعال میفرماید:
و شما مؤمنان، هرگز نباید با ستمگران، همدست و دوست باشید و گرنه، آتش کیفر آنان، شما را هم خواهد گرفت. (12)
از رفتار رؤسای مسرف و ستمگر، پیروی نکنید که در زمین فساد میکنند و به اصلاح حال خلق نمیپردازند. (13)
چه گونه باز میخواهند طاغوت را حاکم خود گمارند، در صورتی که مامور بودند بدان کافر شوند؟! (14)


آید پس از کدام زمستان بهار تو؟ قلب مرا ز خانه تکانی معاف کن
بگذار روی شیشه بماند غبار تو 
از امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نقل شده که فرمودند:
شیعیان ما به اندازه ی آب خوردنی ما را نمی خواهند، اگر بخواهند دعا می کنند و فرج ما می رسد.
حضرت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در توقیع شریف خطاب به شیخ مفید می فرمایند:
اگر شیعیان ما با دل های متحد و یکپارجه بر وفای به عهد و پیمان خویش اجتماع می کردند ملاقات ما با آنها به تاخیر نمی افتاد و سعادت دیدار و مشاهده ی با معرفت برای آن ها به زودی حاصل می شد و زودتر از این به دیدار ما نایل می شدند.)
امام صادق (علیه السلام) درباره نقش دعا در تعجیل فرج فرمودند:
وقتی عذاب و سختی بر بنی اسرائیل طولانی شد، چهل روز به درگاه خدا گریه و ناله کردند. خداوند متعال به موسی و هارون وحی فرمود که آن ها را از دست فرعون نجات دهند و این در حالی بود که از چهارصد سال عذاب صدوهفتاد سال باقی مانده بود و خداوند به واسطه ی دعای بنی اسرائیل از آن صدوهفتاد سال صرف نظر نمود.

مولف کتاب مکیال المکارم با استناد به این روایت می گوید:
وقت ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از امور بدایه است که امکان پس و پیش افتادنش هست یعنی می توان با دعا نمودن فرج و ظهور امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را جلو انداخت و تشویق ائمه ی اطهار به دعا نمودن برای تعجیل ظهور بیانگر آن است که حصول فرج دارای یک زمان صددرصد تعیین شده و غیر قابل تغییر نیست و اگر مردم به مسئله غیبت امام زمانشان و طولانی شدن این امر بی توجهی نکرده و همگی دعا نمایند، امید است که خداوند هرچه زودتر طومار غیبت را در هم پیچیده و آن بزرگوار را ظاهر نماید.
همچنان که در زمان حضرت ادریس(علیه السلام) وقتی آن حضرت مورد حمله ی حکومت طغیانگر زمان خویش قرار گرفت از میان مردم غایب شد؛ دردوران غیبتش مردم تصمیم به توبه در مقابل خداوند را گرفتند و این بازگشت و پشیمانی واقعی باعث شد که خداوند دوران غیبت او را پایان بخشد. حضرت ادریس (علیه السلام) ظاهر شد و حاکم ستمگر در برابر او به ذلت و خواری افتاد.

دعای فرج:
اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ
بلا و مصائب ما بزرگ شده و بیچارگی ما بسی روشن و پرده از روی کار برداشته شد
وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ
و امیدم نا امید شد و زمین(با همه ی پهناوری اش)بر ما تنگ آمد و رحمتش از ما منع گردید.
وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ
تنها توئی یاور و معین ما و مرجع شکایت ما و یگانه اعتماد ما،
فِى الشِّدَّهِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد
در هر سختی و آسانی بر لطف تو است.خدایا پس درود فرست بر محمد و آل محمد.
اُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ
آن زمامدارانى که پیرویشان را بر ما واجب کردى و بدین سبب مقام
مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ
و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیک مانند چشم بر هم زدن
اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى
یا نزدیکتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا کفایت کنید
فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ
که شمایید کفایت کننده ام و مرا یارى کنید که شمایید یاور من اى سرور ما اى صاحب
الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى
فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا،دریاب مرا،دریاب مرا
السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ
همین ساعت،همین ساعت،هم اکنون،زود،زود،زود
یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ.
اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق محمد و آل پاکیزه اش
اللهم صلی علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم.

دلم عجیب گرفته است مثل سابق نیست
زمین برای ظهورت هنوز لایق نیست؟!
مگر نه سیصد و اندی سوار در راهند
چرا خبر ز یکیشان در این دقایق نیست؟!